Mitglied Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran VVMIran e.V. عضو کانون دفاع از حقوق بش

Mitglied Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran VVMIran e.V. عضو شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران

Home

Saturday, 1 March 2025

شعر ممنوعه

به نام یزدان پاک


من به چشمم قلب بی رحم مسلمان دیده ام

دردمندیها من از خشم مسلمان دیده ام


آمدم آزاده در دنیا ولی از بخت بد

دوزخی ز اندیشه خام مسلمان دیده ام


در دیاری نیک پا بنهاده ام اما دریغ

تیره بختی از سر ظلم مسلمان دیده ام


آنکه دعویِ عدالت از خدایش میکند

نیست ظالم تر ز او آن هم مسلمان دیده ام


آنکه شوهر کُشت از بهر هوس در این دیار

از زنِ بی عفت و شرم مسلمان دیده ام


دیده ام ناموس را مردی فروشد بهر نان

فقر و فحشا را من از چشم مسلمان دیده ام


روی منبر واعظان صد موعظه در گوش ما

بس دروغ و حیله را رسم مسلمان دیده ام


کودکانی تار و مار و بی گناه و بی دفاع

بر تنِ رنجورشان زخم مسلمان دیده ام


آیه ها دیدم ز قرآن همچو رجم و چون نسا

من خداشان را همی خصمِ مسلمان دیده ام


گو چه کس بر خصم خود سر بر سجود آرَد بگو

ژندگی اینگونه در فهم مسلمان دیده ام


وعده غلمان و حور و جویباری از شراب

وعده هایی پوچ را دامِ مسلمان دیده ام


هرکسی رانَد بجز اسلام ز آئینی سخن

خون او بر جامه ی رزمِ مسلمان دیده ام


چوبه دار و تنِ بیجانِ هم میهن ببین

کشتنِ گلهای ما ، کامِ مسلمان دیده ام


آتش دوزخ اگر بر دامنِ میهن فتاد

این جهنم را ز احکام مسلمان دیده ام


ای برادر تا به کی خاموش بنشینی چنین

باده ای از خون در جامِ مسلمان دیده ام


باده جامش ز خون کودکانِ میهن است

من کتاب ظلم را علمِ مسلمان دیده ام


هر کجا اسلام و مسلم باشد آنجا دوزخ است

من شرارت از سرِ شومِ مسلمان دیده ام


این جماعت بدتر از کفتار و گرگند هوش دار

از جهان خونخواریَش سهمِ مسلمان دیده ام


صادق_مبارکی

No comments:

Post a Comment