روزی، که تمام مرزهای، انسانیت جابجاشد
یک گدای دوره گرد آمد برای خود شاه شد
سرکوب و کشتار قسمت تلخ ماجرا شد
ایران خوشبخت تمام بخش هایش، سیاه، شد
امید و آرزو مرده جهل در جامعه حکم فرما شد
دعا و صلوات و نذری و زیارتگاه ذکر شفا شد
دکمه سکوت را زدند خدا هم بی صدا شد
عشق و دوستی و مهربانی عاشقی گناه شد
بیچاره زمین که با آخوندک آشنا شد
درختان را قطع کردند زمین بی صفا شد
در حق درختان هم ظلم و جفا، شد
پرنده ای در آسمان تیر رها شد
آزادی در اینجا کلا بی حیا شد
دختر شیخ لخت وارد کانادا شد
زندگی و لذت حواله اون دنیا شد
کلیه فروشی فضیلت انسانی، ماشد
ایرانی باعزت رسوای عالم و دنیا شد
با کدام عقل و منطق گدا جایگزین شاه شد
علی آتشبت
No comments:
Post a Comment